![]() |
![]() |
|
| art works & words |
|
می زنم و محبت می کنم زنا را زن ها را از زن ها گریزی نیست جز زدن برای من زن پرستم آفتاب پرست که به هر نوری زن پنجره ای توری بستم که زن بور ها را نبینم و وزن سیال زن ذهنم از هم نپاشد زن ها بوی ذن می دهند ذن در ظن زمان کوفته تر از موعد زن دریدگی جایی ست که رمق را می توپد جایی مکان زن ها مقدمه ی عشوه های مردانه اند و عفونت زدایی در تکوین شماره های زوجی که هرگز سر از فرد در نمی آورند زن ها به سگهای هار بغ بغوی بقا تعارف می کنند انگار که زنها نمی خواهند هیج وقت مرد شوند گناهم را با وایتکس می خورم که زن ها را چرا می زنم شاید به خاطر اینکه دوستم داشته باشند زن ها به مقدار مقتدرند رها87131 |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 6:13 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
عجب
حقیقیتا دچار فراموشی می شوی و جبر خواندن را غلبه می دهی بر کنش بی واکنش احساست بی اختیار هضم نامهای بسیار حفظ برای لفظ کلام در بلغورستان دادستانی برای انشای خماری های همیشه داستانی که به طول می رود و عرض به پایین هنوز با گرینویچ تنظیم می شویم در پیچ هیچ گیج می خوریم ومیج ......... و غده ی کاجی سرنگونت می کند به پندارت هر چه می خواهی التماس کن شاید بایدها هم دروغ را بفهمند ملت ملتفت باز و ساز بد گویی از آسانی ها به سختی ها نمک یددار می خورید که مبادا نخورده باشید به حیوان زبان مرده قسم که گوشت شما حلال است برای هر درنده حتی جونده ها نخاع کاری با آب وای وای وای به عصیان ها هرزگی تا کی زندگی که عقل اصطکاک مهلک بشر است منطقه قدرت در منطق منتظر حادثه ست که فلسفه نوشخوار کند منت عقل است بر هفتاد و دو ملت جیره خواری برای اثبات انهدام و افاده ی خاله خانم عینک ته استکانی ننه ملوک السادات پدرم عقل در فاز دو هزار و هشتمین خودکشی زمین بخاطر اعتیاد به مواد آلاینده و پالاینده در آخر خط تولید سرپوش کنترل نسلها دگم تر از اعداد ریاضی چیست و متهم تر از فیلسوف کیست تبرئه می کنمت به خوار زندگی کوچکی اشیاء و بی گناهی ماهی ها که بی اصل نسبی ای غریبه ای فرضیه دسیسه ها هستند جه باشی و چه نباشی بدرود ای نحس بلا گرد بل باز شود این گره با یک گره دیگر در این کره بدرود رها 87130 |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
تف بر روز تفتیش
تف تف بر این تفریح تف که تو غنیمت می گیری فقرم را برای روز مبادا تف که میبینی و میگیری دستم را به بالا و لگد می کنی اسید می پاشی و می شود صورتم شبیه به عورتم کار تو از زندانبانهای وحشی پارکها وخیابانها که در پی هر ناموس خطر متوجه می شوند و مرسدس بنز می خرند سرسره گشت به جای خرپر در به در گشت ............... وحشیانه تر است ترمز کن و استتار که سگهای امنیت بیدارند و تا بیخ مسلحند به دندان های منفجره ............. تف به تو که آب می ریزی و آب روزی می شود به جان بدون نان و هی هفت تیر تف پاک بی بخار و سرد های با توام چرا تیرهایت رمقی ندارند ولی باز ببین تف ناپاکی کجا ریخته می شود تا به بول خود از نجاست پاکش کنی بعد مرا هم بکش و هی تپه ی همیشه بلند و سرازیری خاطرم نیست که از کدامین قسمت ناهمواری هایت بالا رفتم و پرت شدم بزهکارم کردی با دست بندهایت که فرار کردم مثل قوچ وحشی کوچ کردم و باز افتادم به دام دام کامندگی و هنوز صدای ناله های تک سلول انفرادی ام را می شنوم که به جای من ندبه می کند مرگ را چه بسا با گیوتین و حال موافقم با سری تراشیده و ریشی بلند و ردایی بسته به زیر شکم صلیبم کنند به گداخته ترین به علاوه من می دانم در این قحطی احتکار هم این بار کار تو بود نه آن گماشته ی شاه شهر گشتی ها زندانگی خلط برتو بلد غلط زندگی رها87128 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 3:58 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
شمایی که شمایید و زندگی شما همه بازیگر احساسید گنجشگکای بی کارید جیک وجیک بعد پر اشی مشی هم نمی شوید شما هرزه های بخت شما نیزه های سخت پدافند علوم زمینی در برابر علوم ورا به افق سایه هاتان دمر خوابیده عمود تناسل همیشه آماده است قطر تو خالی تزریق تکثیر و جسم هاتان پلاسیده شما تاراج یک شبه ی شهوت شولای شب فروشی مکاره می مکید سر زانوهای همدیگر را تا سیر شوید از نئشه ی صبر وجدان و چون که می دانید نسلها به شما واجبند تا می توانید بطری های ترشح کرده را تا می توانید در هم درون وبرون مگر نیست که سلام به سلامت نوش و رو می پوشید وسعت زنجیرهای به هم کینه شده پی دو ساعتی تفریح گلادیاتور می شوید وحشی تر از وحشی به توله کوتوله های خود هم رحم نمی کنید سربازها خسته اند کشور گشایی بس است تانکرهای حقوق بشر تانک به خورد استخوانی ها می دهند و شما بسازید هرگاه حال می کنید بشری برای محشربازی رها 87127 |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 1:52 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
ولد زنا
نفرین برآن مردی وان زنی که همبستر شدند آبستن زندگی را بستن وجرم غرایض حیوانی را چه کسی جستن ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
میگه میرم
آخرش در میرم ازاین جا به اونجا میگه میرم به سربازی باره کارت ورود به خروج میگه میرم مهم نیست تقدیر اینه غمم نیست میخوام دنیا رو نقاشی کنم مجسمه ساز بشم گیتارمو بندازم رو دوش موسیقی خوب سوا کنم دوزیست تورزیست دست جی افمو بگیرم ببوسمش بنازمش همونجا جا تو خیابون توی پارک توی اتوبوس ریلکس ایسم آخه چارش همینه باید از اینجا برم ویزا دستم بگیرم اینجا هدر میرم فرار تن ها پوزیسم میخوام دوبی برم کنسرت ابی نه داریوش نه گوگوش روسریمو بردارمو داد بزنم برقصمو برقصونم بابا دیجی زیسم میخوام برم دهلی نو گاو بودا رو بو کنم و بالیوود کمی هم سبزه بشم قاطی اونا بشم صاحب ویجی ایسم میخوام برم رم کالج نقاشی رافائل که نه میکل آنجلو نه نه خود خدا بشم سان داوینچی خیزم لوور تو پاریس با مونا و ریضا مونالیزا همین ریز وپیزا یه کم فرآن سگ بشم دی پورت لوماسی دردم اینه توکافه هاش کاباره هاش فقط همین بگم گیلاسو با شیشش قورت بدم ندبدیدیسم انگ تک در تو آلیسم ایونی ایرانی در ولایت من اینجا به قول مصور کارتون پرس پولیس آدمایی که زندگی می کنن همه خرنو اونایی که میرن آدمنو اینه دست آخر مانیفست اول و آخر یه ایرونی کالچر پرست 87123 رها |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 10:5 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
خشونت لدنی
پای سگ هم پارس می کند خشاب های اکسیده شده ی ذهن تیما رت می کنند خون زجه های زجر عورت مردانه ی عمارت زندگی آب پاشی می کند و باران رحمت می شود برای بیوه گان اسید می پراکند تخم لیزری جسد ک روبات از فرای سرها پشت ابرها قارچ رسمی معلق در فضا تنه بدهوش کهربایی خاطره ها سگ رگ مرگ عود می کند وحشی ترین غرور بشر را بشمار دنده های زنجیر شده درهم جمجمه های بدون درز جزام استخوان های شکسته و ورم چرک های ترکیده بازگو می کنند درد هایی را که می کشند و می کشند و می کشند ولی افسوس از درک به تخمدان زندگی نشان زده اند با نعل افروخته و داغ بسوز و بساز وداع مرگ وداع مرگ سگ رگ مرگ عود می کند ولی آیا تو سقط می کنی این جنین آبله را گوشی نیست خبر فاجعه را فال بینی نیست بخت یاری هم نیست دست بسته تنی تن بسته بسته گوش و دهان انجمن سر ریزی فلاکت ها مجلس نحس طاعون زده ها طاغوت منم جملگی طاغوت منم رها87121 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:57 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
این که از قافله جا ماندن
در پی جان دادن و پی هر نگاهی سر خم و بیگاری داستان من بدبختی ست که کتاب را لغت محض ندیدم و پی سکس واروتیک و پرنو نبودم و انگلیسی بلد نبودم و فرانسوی نخوندم و ایتالیایی نپریدم و کالسکه سوار نشدم و اسپرسو با پنیر کره مال شده هات چاکلتی تو دسر پیتزا کافه نخوردم دم پیشخونش لم ندادم و دانس نرفتم با دافای پا تا ناف عور و سینه کپلی وکله دمر رفته تو دهن اینا مایه ی آبرو ریزی و آب تو حوضی آره عزیز داستان تشتک بازیاست آب تو جوب رو کله با توپ زیر شاسی گل زدناست نوشابه و کیک دست به کمر آروق زدن کارت بازی و تیله بازی و پشت وانت تک زدن و با دوچرخه صد چرخ زدن و زنگ خونه ها رو ورق زدن کاکل و پشت مو فر دادن و به دخترا چشمک آره عزیر مریض این خر ماست که از بچگی دم نداشت حکایت مودبانه ایست از دیروز که به امروز نشست و نقل کرد کره بچگی عتیق حال لکنت اعصاب می گیرم فریاد می زنم در گوشی با جوشی که درصورتم پی هر انفجاری این چنین خود می ترکد من کاسه صبر هنرم سر آمده و سرشیر داده و خامه گرافیک از کجا آمده و لبنیات واق واق سگ پست مدرن گلایه ها بسی جای شگفت که کور در گور هم می توان دید کرایه ی مال دزدی و نسیه ی هنر به شرط چاقو خدا رحم کند به نفرین رها 87119
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 1:58 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
دامن گل منگلی
عین دنبه هوا خر کنای ایرلندی یا گارسونای کافه هنرمندی قصابای آب رنگی دخترای مرغ جنگی
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:52 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
کسی چیزی گفت یالا بگید نشنیدم تکرار کن یالا همین حالا ها بال میخوای پرنده شی باز می خوای شاپره شی آسمون رو طاق بشی ها د بگو ها پول بدم آدم بشی قاطی مفت خورا بشی نئشه شی داد بزنی که شی ها ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 1:51 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 8:38 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
زمان
کودکی را از تو نمی خواهم پیری را به من بسپار عاشیقم کن عاشیق عاشق موهای سپیدم ابروان پر پشت لنگر انداخته نیم خشکی صورت و نیم اقیانوس سپید چشم عاشق هرزگی های پیری ام |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 8:11 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
میان کهکشانی
نامه هایت را شمل های بهشتی برایت پست میکنند و تو تنها وجود هستی تنها خدا شعر می نویسد و تو می خوانی روزنامه روز مرگی کاوش ستاره هاست در حواس دو رقمی تو و تو می دانی مردها راه می روند و زنها صید صیاد نیستند شرابت آماده ورسیده است و تو می نوشی بکرتا و اصیلا و تو شهوت می پوشی نه دزدی هست نه بده کاری و نه زندانی نه کفاشی هست نه رمالی ونه اربابی دفع آفات از دم اول به مزرعه اش ریخته است آسمان روشن است رنگی متعلق به معلق ها و زمین نیست چیزی شبیه به گلبرک هاست زیر پایت هوا فقط در تراوش تند و الک شده ی تغییر برای ذائقه ای که کور نمی شود نیازی به دوش و سنگ پا و شامپو شانه و تافت و روغن مو حوله و آیینه و سشوار نیست بهشت سرزمین طالبان فرزند اول زندگی ست دختری راستگو درست کار وفادار و روحانی همان که به طریقت مادرش جذبه ها را می جست و طعنه ها را می شمرد آری همو بود که در سن 9 سالگی به نیم دینش پیوست و شو گرفت خوان طایفه ای که رعیت بدو سر سپرده اند تا پای جان ومال هیبتی از غفلت مردگی در بر مریدانش هموست کآیه های ترس را می سرود از جهنم که پسر خلف مادر بود به مرگ پیوست تا پیله های در هم تنیده ی زندگی را بکند آقای خود بود وآقای خود ماند مرگ به تو که هم جنسمی و هم سایه ی از خدا نزدیکتر سوگند یاد می کنم زندگی را از تن بدر کنم جامه ی صورتی خواهرانه را به همو سپردم که کام گام بر می دارد. رها 86115 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 7:49 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
مرگم باد و تو را زندگي كه از مرگ هيچ بهاري نيست واز زندگي تا دلت چه بخواهد رها8611 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
از مرگ هراسيد ناليد و مرگ نگاه ميكرد تا آرام شد هراسان ونالان به مرگ خيره شد اما سكوت را دوست نداشت كه بر اندامش رعشه مي انداخت بلند داد زد ترس را صدا كردو به گوشه اي راند وانگاه مرگ سكوت نگاهش رابيشتر كرد دست در دستانش گذاشت و آرام تن بيهوش از ترس را به آغوش گرفت آرامتر نجوايي خواند كه او رااز هميشه رامتر و آرامتر مي توانست ديد گويي مادري كه فرزندش را سالهاست نديده و خدا اين لحظه را نوازش ميكرد كه باز هم مرگ پيمان خويش را كه وعده مي داد بدين انسان مفلوك شايسته انجام داد رها8616-ngr6 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:28 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
مرگ بي اشتياق است از ديدنم نت مان ميداني يا نه اگر يك تار مو از او كم شود بلايي به سر و تن تك تكتان خواهم آورد كه زندگي رااز بن وريشه ور كنيد رها 86110 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:26 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
به اميد مرگ گورم را زودتر از موعد بنا كرده ام به گورستان من هر كه راهيست بداند كه برگشتن در كار نيست رها8616 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
خواندن از ته دل تا آنجايي كه ميتواني عين همه ي آنرا بلغور مي كني و ديگران آب دهن قورت مي دهند خوشحالي و بي تاب هوراي آنرا قبل از آنكه كسي چيزي بگويد در دلت آواز سر مي دهي به ناچار كف ميزنم تا كف كني كه كفاف كفايت مكافات تورا بعد از اين حنجره تابيدن و چرخيدن دهد حال تو اي عزيز كه مي شنوي مرا نه از روي ديوار روشنفكري پريده ام و نه از بلندگاه خصومت با عقل سقط زندگي شده ام ونه ازگلاويز شدن با پودرزن شويي و نه از بوق كر كننده ي فقرم كه به مرگ مي وصلم كه از جايي به اينجا مي رسم كه فقط جاي من است اينجايي كه مرگ نه فراروقرار ودرآر و ور آر است اينجا دايره است دايره اي به نام رهايي رها 6186-ngr 6 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
يك نگاه گذرا به گرافيك معصوم پوستر هاي يتيم آرم ها و لگو هاي معدوم ................. سرنوشت هر چه كه بود آغاز شد چاپ و گذر نامه هاي جعلي ورود به منطقه ممنوعه گرافيك مادر مرده يكي فقط آغاز كرد و بايد آغاز هم مي شد بادستان رنگين آقايان نقاش خط كش تي شكسته معماروآقاي مهندس و اجنبي هاي كثيري در حوضه ي هنر گرافيك فلاكت بار اين مملكت روزگاري جنگ بود و تصويرهايي مي آمد و مي رفت موس قلمو بود ومانيتور مقوا وبوم گذشت و ميگذشت بعد جنگ گرافيك اسير شد به جاي اينكه آزاد شود توطئه ي خلباني به نفع مردم و اقيانوس نوردي در اين مملكت بي صا حاب دلم مي خواست امروز بعد از اين همه سال جايي رو ببينم كه همه تلاش مي كنند براي آزادي آزادي سياسي آزادي خرازي آزادي بزازي قنادي و لبو فروشي سيگار فروشي و خروار خوار تن مواد فروشي و ........ گرافيك ننه مرده ي فلان به فلان شده ي صاب مسب و بي خوار ومادر مانده ي بي سرپرست همه چيز سر جاي خودش باشد و من هم باشم و لپ اساسي كلام دموكراسي گرافيكي حاكم باشد و لياقت مايه ي دست كاري و دست اندازي به عقده هاي دروني نشود چه بگويم كه اساس انجمني بر پا مي شود كه بيشتر بساط بازي ولنگ سازي و بچه بازي ست تا يك حركت حرفه اي آقا يان پا به سن گذاشته تازه مدعي اند كه اگر اد عا نمي كردند لا اقل پيشينه ي معمو لشان را نجس نمي كردند و تازه هواي عشق و هوس هم هست و خانم هاي عزيز هم جايي پيدا مي كنند و حرمسرايي كه روي كاغذ 50در70و100در 70و 1000 در بي نهايت سبزي پاك كنند و گاهي ادويه به صورت بمالند و كمي آب نبات رنگي آر جي بي و سي ام واي كي ديرم شد و گوني رو دوش انداختن و مو پرداختن وآقا بازي و .................... بايد مي شد تا ديد قو قو چي چي بازي تازه شروع مي شود و اگر كسي خسته شود از جاي خاصي از بدن كه نمي دانم كجاست نسل دوم و پنجم و زير صفر و منفي درجه و حواله ي گوشه نشينان مي كنند آقايان وخانم ها جمع كنيد كه كار شما دست كمي از سياست پلاسيده ي اين مملكت ندارد بوي مدفوع سوخته از خشم گرافيك مي آيد بيچاره سرطان خروجي پيدا كرده ......... حال با اين اوصاف اگر ياغي نباشم و پارادوكس پرت نكنم و آنارشيست سازي نكنم فكر كنم ديگه حق گفتن كلمه ي مقدس گرافيك رو ندارم جلوي نسلي كه ده يا پانزده سال بعد از اين دوره وآدمهايش با چيزي جز كدوي بي بخار ياد نخواهد كرد رها 6186.ngr7 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
غم اگر آدم بود آدمي مادر بود مادر بود رها 1386520ngr7 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:19 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
و قوطي غذاي سگها را ليس مي زنم وطاق دو ستون كوتاهم با مقرنس بر آمده اش نم چسب ناك مي گيرد و مثل يابوها نفس نفس مي زنم و زجر مي كشم وجان مي دهم به صليب مي بندم تو را خودم تا لذتم چند برابر حواري خائن تو شود ای مسيح 1386520رهاngr8 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:18 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
از كي؟ واقعا كي باب شد از مميز از عابديني يا نجابتي از چه كسي در ايران الگو گرفته شد كي اين همه النگوي هم شكل و رنگ من هم نمي دانم؟ چيزي كه مهم است وقابل بحث استفاده بيش از حد در لگوهاي نوشتاري و يا به بياني تايپوها وكاليگرافي ها در بين گرافيست هاي ايراني شده چيزي كه پير و جوان نمي شناسد. البته از لحاظ كيفي هم گاهي كارهاي خوب ديده مي شود اما بسيار شبيه . آيا ما با كمبود سمبول ها و نشانه هاي تصويري مواجه هستيم يا به بقاي يك بار مصرفي مي انديشيم. جايي كه تصوير در گرافيك دارد نسبت به نوشته و تايپ مثل نسبت پوستر است به كارت ويزيت از لحاظ قطع و گيرايي و ترجيح تبليغاتي . با اين حال چرا سمت و سوي تصويري نمي گيريم اين سئوال هم چنان باقي مي ماند . شايد دوست داريم مثل نقاش ها امضاي ما از اسم و نام ما تشكيل شود. پس عملا گرافيك يعني نقاشي در ايران ونه يك تلاش متفكرانه وخلا قانه در خلق و توليد اثر همچنانكه استادان اين رشته و تلاشگران قديمي تر اين عرصه نقاش بوده اند البته گاهي هم نقاش ساختمان. اگر نگاهي فرا و وراي ديگران مي خواهيم توصيه ي من اين است كه به عادات حتي خوب و عالي دست نزنيم شعار اين است من گرافيستم نه نقاش من گرافيستم نه معمار من گرافيستم نه صنايع دستي ساز . حال توجه كنيد و به درون سفر كنيد و از دل كلاژ هاي فانتزي و شايد كوكانه ي ذهني خود اشيا واجسام و موجوداتي را كه به آنها علاقه داريد يا به صورتي در شما تاثير گذارند را انتخاب كنيد و سعي كنيد به همان وضعيتي كه هستند اكتفا نكنيد و گاه از چيز هايي كه ديگران از آن ها گريزانند استفاده كنيد و نترسيد شايد يكي از روشها اين گونه باشد .كافيست از هم همه ي جمعي دور شويد و به هم همه هاي ذهني نزديك. رها8618 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:15 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
يك كلمه تيز برنده آني و كوتاه زن موجز و زيبا نيش گو و نيش جو مار زنبور كاري كارد ساتور عاشق مشق كوتاه مرد شق نورد زن زن
رها 8619 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
ترافیکیسم عضضضزززززضظظظظیم
عذاب تصاویر در کادر آبگوشت با قهوه کیسه کشی در اردوگاه و چرک در آوردن عکس های خوار و مادر زنا گیس و ....؟ از اینکه هنر سماور هر نوشیدنی گرم می شود وز اینکه طفیلی جنس ها خود سوزی و خود هیچی و نخود پیچیسم و عرفان سبیل های دراز امثال ریش های چند صد متری و کلاه های تخمی توالت قحطی رجال در کلاس شیوع نطفه ی هر کس نداد هیهات وای که چقدر اراذل خوبند چقدر مثل شعبون استخونی ها خوبند باز دل رحم تر از فرهنگ مافیایی و فاشیستی آقایان و تن پروردگان دولت شان است ازگانا یک نهاد جمعی دور از هر اختناق و افتراق اتحادی برای نفی خود بزرگ بینی و سزرمینی ست برای کسانی که به اندیشه بکر سوق دارند و آرمانشان تقدیس ایده های نو و بکر است کمک در هم آوایی به یک دیگر برای پرورش همدیگر در همین راستا برای گسترش مطلوب معیار ها و روش ها نظرات خود را ارسال کنید تا در آخر با ارسال آن به دوستان هم اندیشه ی خودبه زیبایی ایرانی و اصیل و پایدار و آزاد منشانه گرافیک و تصویر دور از هر پلیدی وکثیفی رسیم. سپاس به فرهیختگان ارجمندی می فهمند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:9 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
رابطه ی گرامی مرگ و گرافیک
گاف اینجا اول آنجا آخر گرافیک شروع مرگ مرگ گرافیست هنرمندی باید بمیرد تا رد مرگش جاودان بخروشد مرگ کنایی و حال گاهی بعضی کذایی رابطه ی زندگی و گرافیک گاف در حریم زن داف ودرام شکار گافی که به یا ختم می شود و اصل و نسب شاید مرگ به خود مراجعت می کند زندگی فاجعه بپا می کند گزاف ندگ فیک ما را بخل احاطه کرد ه ست دخل پر از احتیاج این تنم منم راوی قلموی به حراج خسته از بردگی خراج ستمدیده گی جای .... مصنوعی ارضائ امضای مولفان اخراجی چقدر صیغه ی ابلاغ رشد کرده سیم کارت 0912 والا شده ته نوترین آفتابه ها جاری شده غم اجلاس اختتام سوگواره ی گرام گر گرافیک مصلوب مر مسیح هر وعده وام گرم بگیرید که جکوزی ها من و توایم نفس گرم و حرارت استماع و اجتماع کو امتناع و اجتناب باشید که از فرج های شما قر قرتیان روزگار صبح دولت آکنده از منی و دخان بدمد بر ما فقیران زنگ زده مطاع ست یا که بربر یا که ترتر سرسر و ار ار و جر و جر پیمان بدین سان فرم گرفت مادری بر حق ما میراث ما جولان گرفت شکر زان دولت سکندر و گیز و ...! آری شکر حق ما دیریست از آن دیگریست به که از ما جان ما نام ما یادها را گرفت این حریصا ن وطن را اهریمنی این فساد میهنی از دم خاک گرفت کانان نام ایران را در شر گرفت گوش ده گوشم ندادی باز ای سرنوشت تاول ما ترک خواهد خورد زخم ما در پینه ها خواهد فشرد این نشاید تا فرداو فرداها که ببین جان از کجا خواهد شکفت و بس شگفت بهر ایمان هنر ایران ویران این گوهر کیمیا باید این لجن زار را وین فتاده درفش وان ستانده نقش محل مسخ نیست این اسوه گاه جهان ای انباز دنی ......... پاشو ای آقا رضا و ای هنرمند والا بهزاد نقشی بزن طرحی نو بزن ما را ما را در بزن تو ای فر فر مر فرهنگ بتاز این قلمرو تازه ساز و جامه باز خاک خورده باشیم در ورز هنر ساده باشیم در شرط ایران کهن زاد ای پروردگارا بومی که نو رسیده را هم رویی ازگانا رها 86114 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:5 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
زماني فكر مي كردم گرافيك تحقق مدرن غايت تصوير و ديدمان است والبته حال هم اعتقاد دارم حتي قويتر از ديروز اما اين فرآورده ي معصوم دچار حتاكي مي شود كه نمونه هاي آن بسيارند و واضح و هويداست وطن فروشي گرافيكي : دلباختگي به جشنواره هاي خارجي و تضمين كاذب و رنگي موقت فرماليست فوق العاده انتزاعي : فرم گرايي در تايپو و ايميج و حراج آن و دست فروشي اشباع درمحيط باز و آزادي: دكان هاي آقايان و فروشگاه هاي آنها با مجوز بازيافت شهرداري نقد تازي و بازي و قاضي و راضي و نازي و ...:ترجمه ها ي دست كاري شده وتكراي مجلات زرد گرافيك خانقاه پروري :اعتقاد به مسلك گرايي در گرافيك و لوس كردن آن مدرك سازي: گواهي نامه ي انجمني وآموزشگاهي و دانشگاهي ديمي و همه و همه ي اينها ... كه بسيارند نوعي خفقان زير پوستي در عرصه ي گرافيك امروز ايران را تشديد مي كند. تلاش هايي هستند كه سخت به منزل مقصود مي رسند و باز جاي اميد واريست اينك دريچه اي هر چند نوپا در حال شكل گيري ست و محتاج هيچ كدام از اصناف و مجوعه اي نيست چرا كه خود جوش است و عرضه اندامي هم در كار نيست و اين تلاش چند سالي هست كه آغاز شده كه به نظرم واژه ي زير زميني به خود مي گيرد و رسانه ي خود را پيدا كرده است اين حركت جوان در خلوت خود ش كار هايي را خلق مي كند كه آقايان بالا زميني را هم گويا به سمت خود كشانده و بي دليل نيست كه گاهي كارهايي را مي بينيم كه به راحتي قا بل لمس است كه از جايي نت برداري و كپي برداري شده است و صد البته كه با تحليلي گذرا به اجرا هايي دست و پا شكسته و مجهول در تركيب بندي ها و فرم ها و موتيف ها پي خواهيم برد و اين از بي لياقتي در آوانگارد گرايي دوغ آبكي اين آقايان به انتهاي خط رسيده است در اين شرايط تحريم و بايكوت جشنواره ها و آموزشگاه ها ي ايشان مي تواند موثر واقع شود و به قولي دست آنها را رو كند و اين نياز به همكاري تمام كساني دارد كه از وضعيت نا به سامان گرافيك امروز ايران به تنگ آمده اند پس ما دولتي باج نمي دهيم به سليقه هاي و افكار دگم باج نمي دهيم به سنت مكتب خانه اي و مريد پروري باج نمي دهيم در پارتي هاي ايشان شركت نمي كنيم به آنها كه تن فروخته ي ايشانند دست نمي دهيم به رسانه هاي آنها توجهي نداريم و خبري از آنها نمي خواهيم نيازي به مجلات و نشريات و كتاب هاي تيراژ خفه كرده ي آنها نداريم و اين يعني جمع كردن بساط خنزري هاي اين آقايان در مدت كوتاه و تشكيل اتحاديه ي پا بر جا و استقلال يافته براي ترقي فكر هاي نو در آتي ووووووو با نظرات خود و گرد آوري آن به عنوان يك منشور كوروشانه ي گرافيكي حقيقت را دريابيم كه اين ما نيستيم كه مي بينيد
به اتحاديه زير زميني گرافيك انديشه ي نوين امروز ايران *****ازگانا***** بپيونديم رها8619 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 0:25 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
مرگ مرگ مرگ با تمام با تمام تمامت بیا طوفنده تر از هر طوفان غرنده تر از هر غران بیا که زندگی ته ماندگی که راندگی بغضم را بغضی را که بی آزار است می فشارد نه نمی ترکاند می فشارد بیا بگذار بپیوندم به تو نه به شما رها86115 |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چندیست
بندیست که خواهم دیوار خراشی کنم و خراشیدگی |
| پیوندهای روزانه |
|
rospina آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
پیامبر مرگ کافه سپید و سیاه انجمن ادبی و هنری کافه سپید و سیاه سید علی صالحی رضا صدیق یغما گلرویی اتحادیه زیر زمینی گرافیک اندیشه نوین ایران ezgana امیر ادهم |
|
RSS
|