تبليغاتX
قطعه ی مرگ _ بلوک رهایی _ شماره ی هنر
art works & words
این که از قافله جا ماندن

در پی جان دادن و

پی هر نگاهی سر خم و

بیگاری

داستان من بدبختی ست که کتاب را لغت محض ندیدم و پی سکس واروتیک و پرنو نبودم و

انگلیسی بلد نبودم و

فرانسوی نخوندم و

ایتالیایی نپریدم

و

کالسکه سوار نشدم و

اسپرسو با پنیر کره مال شده هات چاکلتی تو دسر پیتزا کافه نخوردم

دم پیشخونش لم ندادم و

دانس نرفتم با دافای پا تا ناف  عور و سینه کپلی وکله دمر رفته تو دهن

اینا مایه ی آبرو ریزی و آب تو حوضی

 آره عزیز

داستان تشتک بازیاست

آب تو جوب رو کله با توپ زیر شاسی گل زدناست

نوشابه و کیک دست به کمر آروق زدن 

کارت بازی و تیله بازی و

پشت وانت تک زدن و

با دوچرخه صد چرخ زدن و

زنگ خونه ها رو ورق زدن

کاکل و پشت مو فر دادن و

به دخترا چشمک

آره عزیر مریض

این خر ماست که از بچگی دم نداشت

حکایت مودبانه ایست از دیروز که به امروز نشست و نقل کرد کره بچگی عتیق

حال لکنت  اعصاب می گیرم

فریاد می زنم در گوشی با جوشی که  درصورتم پی هر انفجاری این چنین خود می ترکد

من کاسه صبر هنرم سر آمده و سرشیر داده و خامه گرافیک از کجا آمده و لبنیات واق واق سگ پست مدرن

گلایه ها بسی جای شگفت که کور در گور هم می توان دید

 کرایه ی مال دزدی و نسیه ی  هنر به شرط چاقو

خدا رحم کند به نفرین

رها 87119

 

 

    

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 1:58 قبل از ظهر  توسط اصغر خوش خلق (رها) |