![]() |
![]() |
|
| art works & words |
|
می زنم و محبت می کنم زنا را زن ها را از زن ها گریزی نیست جز زدن برای من زن پرستم آفتاب پرست که به هر نوری زن پنجره ای توری بستم که زن بور ها را نبینم و وزن سیال زن ذهنم از هم نپاشد زن ها بوی ذن می دهند ذن در ظن زمان کوفته تر از موعد زن دریدگی جایی ست که رمق را می توپد جایی مکان زن ها مقدمه ی عشوه های مردانه اند و عفونت زدایی در تکوین شماره های زوجی که هرگز سر از فرد در نمی آورند زن ها به سگهای هار بغ بغوی بقا تعارف می کنند انگار که زنها نمی خواهند هیج وقت مرد شوند گناهم را با وایتکس می خورم که زن ها را چرا می زنم شاید به خاطر اینکه دوستم داشته باشند زن ها به مقدار مقتدرند رها87131 |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 6:13 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چندیست
بندیست که خواهم دیوار خراشی کنم و خراشیدگی |
| پیوندهای روزانه |
|
rospina آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
پیامبر مرگ کافه سپید و سیاه انجمن ادبی و هنری کافه سپید و سیاه سید علی صالحی رضا صدیق یغما گلرویی اتحادیه زیر زمینی گرافیک اندیشه نوین ایران ezgana امیر ادهم |
|
RSS
|