![]() |
![]() |
|
| art works & words |
![]() جمع می کنم تفریق می کنم ضرب می کنم تقسیم می کنم نمی شود سکسکه افتادم همه را در سکس لغت چرب و نرم بر سر زبان بلوغ زده هایم به هوس می افتد انسان درد را لذت بخشد لذت بستن دار به نفس شمار خود بازی خود رازی و خود سازی اندیشه ی بکر وسوسه می کند هرکسی را که دمی لختی خویش را هم برنجاند وبترساند باکرگی تن خویشتن را ای قفس نفس نفس دقیقه ها ز روی نمی رود هوس هوس به تو از خاطره ها می کشد در ذهن قواره ها و تو تشبیح می کنی در آمده بر آمده سرآمده آنچه تر آمده اتو می کند دلم زمان را و تهی از هر لکاته ای می شوم بهانه ها گاهی ترکیب احساسات را به هم می ریزند و سکس این بهانه ی عزیز خداوندگار اول و آخر زمین غایت می دهد آنچه را که هست علوم پرهیز کار می توان نشست و هل داد سایه ها را به اعما ق حجمه ها ی دالان صورتی ذهن بزه و شلاق فاحشگان را می خوریم برای لیسیدن زندگی مکیدن زن انباشته های صورتک ها برای زندگی و تفسیر صحیح مکان به زمان برای تو برای زندگی سکس میش نیست خود گرگ است سکس می تند می برد می تپد هر جا که جهان حضور دارد محصولات خدا به سکس آزینند و و جز سکس و رنج و زندگی چیز دیگری نیست همه را کشف کردم همه را می دانم که اگر فکری هست خوانده ی تجاوز است برعلیه سبزه های بی سرپرست پار کها برعلیه پرپرنده ها برعلیه صندلی ها برعلیه علیه ......... و سکس نخوابیدهست قرنهاست گمان می کنم بیداری برای نخوابیدن لا لا یی می دهد و فقط من و تو می خوابیم رها8724 |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 5:44 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
عجب
حقیقیتا دچار فراموشی می شوی و جبر خواندن را غلبه می دهی بر کنش بی واکنش احساست بی اختیار هضم نامهای بسیار حفظ برای لفظ کلام در بلغورستان دادستانی برای انشای خماری های همیشه داستانی که به طول می رود و عرض به پایین هنوز با گرینویچ تنظیم می شویم در پیچ هیچ گیج می خوریم ومیج ......... و غده ی کاجی سرنگونت می کند به پندارت هر چه می خواهی التماس کن شاید بایدها هم دروغ را بفهمند ملت ملتفت باز و ساز بد گویی از آسانی ها به سختی ها نمک یددار می خورید که مبادا نخورده باشید به حیوان زبان مرده قسم که گوشت شما حلال است برای هر درنده حتی جونده ها نخاع کاری با آب وای وای وای به عصیان ها هرزگی تا کی زندگی که عقل اصطکاک مهلک بشر است منطقه قدرت در منطق منتظر حادثه ست که فلسفه نوشخوار کند منت عقل است بر هفتاد و دو ملت جیره خواری برای اثبات انهدام و افاده ی خاله خانم عینک ته استکانی ننه ملوک السادات پدرم عقل در فاز دو هزار و هشتمین خودکشی زمین بخاطر اعتیاد به مواد آلاینده و پالاینده در آخر خط تولید سرپوش کنترل نسلها دگم تر از اعداد ریاضی چیست و متهم تر از فیلسوف کیست تبرئه می کنمت به خوار زندگی کوچکی اشیاء و بی گناهی ماهی ها که بی اصل نسبی ای غریبه ای فرضیه دسیسه ها هستند جه باشی و چه نباشی بدرود ای نحس بلا گرد بل باز شود این گره با یک گره دیگر در این کره بدرود رها 87130 |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چندیست
بندیست که خواهم دیوار خراشی کنم و خراشیدگی |
| پیوندهای روزانه |
|
rospina آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
پیامبر مرگ کافه سپید و سیاه انجمن ادبی و هنری کافه سپید و سیاه سید علی صالحی رضا صدیق یغما گلرویی اتحادیه زیر زمینی گرافیک اندیشه نوین ایران ezgana امیر ادهم |
|
RSS
|