![]() |
![]() |
|
| art works & words |
|
ماهیگیر تبعیدی ام
صید ماهانه ی من است روزهای تجریدی ام تق دیر زد دق الباب زندگی را برمن واین گونه دچارشدم که از تمام سلول های به هم چسبیده ی درندگی زندگی یک کم است هوش لذیذ زندگی مرا و او چون قیمی خودبار به آغوشم کشید فرزند خوانده ی مرگ شدم سهم من باید همین بود که هست در منطقه ی درک و منطق عدل حال پیامبرم پیامبر مرگ و میراثی را بپا می دارم کاو بپا داشت حرمسرای زندگی را بسوزانم و نطفه آزاری را رحم های زنده به گور جسدهای زباله سوز برچینم و وام مرگ دهم آنرا که خلاصی نیست حقیقتا رام زندگی کیست؟ و اگر پرسیده می شوم جوابی نمی دهم که مرگ زبان بین المللی هستی ست و زندگی خوی وحش زاد آدمی رها 86123 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چندیست
بندیست که خواهم دیوار خراشی کنم و خراشیدگی |
| پیوندهای روزانه |
|
rospina آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
پیامبر مرگ کافه سپید و سیاه انجمن ادبی و هنری کافه سپید و سیاه سید علی صالحی رضا صدیق یغما گلرویی اتحادیه زیر زمینی گرافیک اندیشه نوین ایران ezgana امیر ادهم |
|
RSS
|