تبليغاتX
قطعه ی مرگ _ بلوک رهایی _ شماره ی هنر - فرزند خوانده ی مرگ پیامبر مرگ
art works & words
     ماهیگیر تبعیدی ام
صید ماهانه ی من است
روزهای تجریدی ام

تق دیر زد
دق الباب زندگی را
برمن
واین گونه دچارشدم
که از تمام سلول های به هم چسبیده ی درندگی زندگی یک کم است
هوش لذیذ زندگی
مرا
و او
چون
قیمی خودبار
به آغوشم کشید
فرزند خوانده ی مرگ شدم
سهم من باید همین بود
که هست
در منطقه ی درک و
منطق عدل
 
حال پیامبرم
پیامبر مرگ
و میراثی را بپا می دارم
کاو بپا داشت

حرمسرای زندگی را بسوزانم و نطفه آزاری را
رحم های زنده به گور
جسدهای  زباله سوز
برچینم
و

وام  مرگ دهم آنرا که خلاصی نیست
  حقیقتا رام زندگی
کیست؟

و اگر پرسیده می شوم
جوابی نمی دهم
که مرگ
زبان بین المللی هستی ست
و زندگی
خوی وحش زاد آدمی


رها 86123



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط اصغر خوش خلق (رها) |