تبليغاتX
قطعه ی مرگ _ بلوک رهایی _ شماره ی هنر - سکسکه افتادم همه را در سکس
art works & words


جمع می کنم
تفریق می کنم
ضرب می کنم
تقسیم می کنم
نمی شود

سکسکه افتادم همه را در سکس
لغت چرب و نرم
بر سر زبان بلوغ زده هایم

به هوس می افتد انسان
درد را لذت بخشد
لذت بستن دار
به نفس شمار

خود بازی
خود رازی
و خود سازی
اندیشه ی بکر
وسوسه می کند هرکسی را که دمی لختی خویش را هم برنجاند
وبترساند باکرگی تن خویشتن را

ای قفس
نفس نفس
دقیقه ها
ز روی نمی رود
هوس هوس

به تو از خاطره ها
می کشد در ذهن قواره ها
و تو تشبیح می کنی
در آمده
بر آمده
سرآمده
آنچه تر آمده

اتو می کند دلم
زمان را
و تهی از هر لکاته ای می شوم
بهانه ها گاهی ترکیب احساسات را به هم می ریزند

و سکس
این بهانه ی عزیز
خداوندگار اول و آخر زمین
غایت می دهد آنچه را که هست
علوم

پرهیز کار می توان نشست و هل داد سایه ها را به اعما ق حجمه ها ی دالان صورتی ذهن
بزه

و شلاق فاحشگان را می خوریم برای لیسیدن زندگی
مکیدن زن انباشته های صورتک ها برای زندگی
و تفسیر صحیح مکان به زمان برای تو برای زندگی

سکس میش نیست
خود گرگ است

سکس می تند
می برد
می تپد هر جا که جهان حضور دارد

محصولات خدا
به سکس آزینند
و
و جز سکس و رنج و زندگی چیز دیگری نیست

همه را کشف کردم
همه را
می دانم که اگر فکری هست
خوانده ی تجاوز است
برعلیه سبزه های بی سرپرست پار کها
برعلیه پرپرنده ها
برعلیه صندلی ها
برعلیه علیه
.........
و سکس نخوابیدهست
قرنهاست
گمان می کنم
بیداری برای نخوابیدن لا لا یی می دهد
و فقط من و تو می خوابیم


رها8724






+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 5:44 بعد از ظهر  توسط اصغر خوش خلق (رها) |