تبليغاتX
قطعه ی مرگ _ بلوک رهایی _ شماره ی هنر - افسوس که تپانچه خود کشی کرد
art works & words




 
شلیک کن
تپانچه ها برای خود آزاری آفریده شدند
مگر آنکه دیگر آزاری
میل داشته باشد

شلیک کن
شقیقه ی احساس را هدف بگیر
درست به جایی بزن که بودن را عرضه می کند
هستن را

خود آزاری
آگاهانه شکنجه دادن بودن است

زود باش تا کسی نیامده
و تپانچه صاحب پیدا نکرده
من پول خرید حتی یک فشنگ را هم ندارم

زخمی نکن
از چرخ ها بیزارم
از تخت بیمارستان متنفرم
از پرستار و پزشک
قد تمام درندگان وحشی دنیا می ترسم
تشنج را وام می گیرمت
جزام خشک وترت را با تمام ورم های تاول زده از پینه های چرک بسته ات
یک جا همه را به جان می خرم

فقط شلیک کن
به چشمانم
جایی که دیدن را هرگز دیگر نبیند
به گوشهایم
اصوات را در سکوت گم کنم
به دماغم
تا بوی صورتی زمین را با خود به گور نبرم
به دهانم
که از گفتن ها پرهیز را یاد نگرفت
به دستانم به پاهایم به همه جا یم
تا نفس
از دم و باز دم این جسد
از دیدنش
شنیدنش
بوئیدنش
گفتنش
رفتن و آمدنش
همانند الکتریسته ی کهکشانی
نور
بگریزد

افسوس که تپانچه خود کشی کرد
افسوس

ر ه آ 87210


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط اصغر خوش خلق (رها) |