![]() |
![]() |
|
| art works & words |
|
نزیکتر
نزدیکتر آنقدر که عدسی کور شود از این همه بینایی بکر از گوش مثلثی ها تا اقتباس عمیق شنیدن در سرسماورترین سر سام های عالم نگاه به کودک صدای خش خش بید و امید از گربه ها یاد گرفتم که عیادت کنم عبادت کنم تک تک خانه ها را صله رحم کنم مادر بزرگ های تنها را و وحشی کنم موشهایی را که فقط جویدن سنگ را می شناسند به عادت زشتم افتخار می دهم که هر دست نشسته ای نوازشم کند تا رحم هنوز باشد بخشندگی را می آموزم به لباسی که هرگز جیب هایش نبخشوده ست و کلاهی که هرگز سر و ته نیافتاده ست و می خورم از کاغذ های ساندویچی که برایم لطف می کنند و شاید هم ایثار می خورم و نگاه می کنم که نیش های زهر دارشان لحضه ای انگار خویش را نیش می زنند وا پس می افتند آن وقت که می غرم از جا پرتاب می شوند و با لنگه لنگه لکنت زده وحشت به من زخم دشت از گربه ها می آموزم که قناعت کنم تنهایی را با سطل زباله با نایلونهای سیاه و گاه رو پیاده های ساکت و راکد وباز می آموزانم که پلشتی مال شماست از گربه ها می آموزم که بو بکشم جای جای لرزه های اندام را وبه غریبه مرز حرمت را نشانی بدهم از گربه ها می آموزم که به شهر فقط عادت کنم از گربه ها می آموزم که به آدم فقط عادت کنم از گربه ها می آموزم که فقط زندگی را فقط غارت کنم از بودن از گربه ها می آموزم که به سگ ها باج دهم که فقط سگ باشم و بس هاپ هاپیو هاپ هاپیو از گربه ها می آموزم که فقط سگ باشم و بس هاپ هاپیو هاپ هاپیو ....... و چنین شعر بنویسم که فقط سگ باشد ره آ 87218 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 7:49 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چندیست
بندیست که خواهم دیوار خراشی کنم و خراشیدگی |
| پیوندهای روزانه |
|
rospina آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
پیامبر مرگ کافه سپید و سیاه انجمن ادبی و هنری کافه سپید و سیاه سید علی صالحی رضا صدیق یغما گلرویی اتحادیه زیر زمینی گرافیک اندیشه نوین ایران ezgana امیر ادهم |
|
RSS
|