تبليغاتX
قطعه ی مرگ _ بلوک رهایی _ شماره ی هنر - غمبزک
art works & words
این کوچه ها
خیابان ها
مسافر پرستند
نه پناهنده می گیرند
و نه پناه گاه می شوند
فقط از دار دنیا میله های بلند دارد
شهربند

نکند صندلی ها جوان شده اند
نکند خانه ها گرم شده اند
نکند که خدا مرده ست
که هر پیر چیزی زباله ست
مدرنیته ی سنت

درد ی می کشم که معنی ندارد
جایی ندارد برای باز شدن
ترکیدن
انفجارها ی بزرگ
مرهون فرماند گان بزرگ
روسپی روح

بزک غم
گریه شده
بغض محتوای شکل شده
غمبزک

خائنم
اگر دیر بگویم
که جهان
مطب درد
که به درد درد غم هم نخورد
فاجعه از قلم افتاد
سوالم...
گسل درد
غم
مادردارد؟
.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 1:14 قبل از ظهر  توسط اصغر خوش خلق (رها) |