![]() |
![]() |
|
| art works & words |
|
قفل شده
دک شده بی گناه بغضی که حک شده بی گناه عمری که سگ شده اشک بی محور گریه ام نمی گیرد باور اجالتی ملتفتی گاف رده یا ها طلسم است بسته است های مرگ های به گاف تو دخیل بسته ام دیه ی فسرده دلی که به چشم رحم نکرد و ساکت وجدان را تسکین ترکیدگی زخم ها هم نبود کسی خشک سالی چشمان هیشمه گودخون افتاده ام خشکی گریه میکنم سد کرده است تاول کویر رود افسانه ای خروشانی را که روزگاری گریه پرت می کرد مهار این سیلاب چگونه مهیا شد گودخون سد ره آ 138742 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 3:17 بعد از ظهر توسط اصغر خوش خلق (رها) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چندیست
بندیست که خواهم دیوار خراشی کنم و خراشیدگی |
| پیوندهای روزانه |
|
rospina آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
پیامبر مرگ کافه سپید و سیاه انجمن ادبی و هنری کافه سپید و سیاه سید علی صالحی رضا صدیق یغما گلرویی اتحادیه زیر زمینی گرافیک اندیشه نوین ایران ezgana امیر ادهم |
|
RSS
|